اگر مردم مرا به خاکی بسپارید
به رویم سنگ سنگینی گذارید
درختی با گل سرخی بکارید
فقط تنهای تنهایم گذارید
و بر سنگ مزارم بنویسید
آشفته دلی خفته در این خلوت خاموش
او زاده ی غم بودو از غمهای گران گشته فراموش
روزی به شهر آرزوهایم سفر کردم در آن جا گل زیبایی افتاده بود
که گویی منتظر کسی بود
انگار گمشده ای داشتت به کنارش رفتم روی گلبرگ هایش با خط زیبا
چیزی نوشته شده بود ....
خواندمش نوشته بود منتظرت می مانم
گل را چیدم قطره ای آب بر روی دستم چکیده شد
انگار اشک چشم های گل بود دیگر از آن بوی خوشی که به مشامم می رسید
اثری نبود....
رنگ دل انگیز گل پریده بود و گل دیگر داشت جان خود را از دست می داد
اما....
به فکر فرو رفتم گل را در میان گل های باغچه ی تنهایی ام کاشتم
دیدم حال و هوایش بهتر شد بعد از این که گل حالش خوب شد
آن را به کسی که از صمیم قلب دوستش داشتم تقدیم کردم
بعد وقتی سرنوشت گل را رقم زدم
دیدم ....
آن گل همان سر گذشت خودم بود.
ناز نکن که دلم پر از نیازه
عکس رخساره ی ماهش را داد
گفتمش همدم شبهایم کو ؟
تاری از زلف سیاهش راداد
وقت رفتن همه را بوسید و
به من
از دور نگاهش را داد
یادگاری به همه داد و
به من
انتظار سر راهش را داد ....
به کی بگم که دوریت
خواب چشامو برده
همین روزاست بهت بگن
چشم انتظارت مرده
به کی بگم غم تو
حسابی داغونم کرد
غصه
دوری از تو
خسته وحیرونم کرد
دلم برات چه تنگه
می دونه خیلی خسته ام
می خواد با من بجنگه
بی تو در کلبه ی تنهایی رنج ها یی کشیدم که مپرس...
سلام به دوستان سال نو همگی رو تبریک میگم
آرزو دارم همگی سال خوبی داشته باشین
با آرزوی
بهترین ها برای شما دوستان گرامی![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()